نمیدانم در راهت چه چیزی وجود دارد که هر جنبده ای را به خود جذب می کند نمی دانم عشق تو با ما چه کرده که هرگاه اسمت به گوشمان می خورد اشک در چشمانمان حلقه میزند قلبمان تندتر از هر زمان دیگری می زند کاش یک بار تنها یک بار لایق بدانی و مرابه حریمت بخوانی می دانم سراپا گناهم و تقصیر اما تو شاهی مرا بخوان ای شاه